مسعود عربشاهی
“تجسم یک قرن” صد سال هنرهای تجسمی ایران
(قسمت شانزدهم)
منبع تصاویر: پیشگامان هنر نوگرای ایران، مسعود عربشاهی، ۱۳۸۰
نویسنده و کارگردان: امیر سقراطی
دستیار پژوهش: نجوا عرفانی
موشن گرافیک: مسعود طالبانی
گوینده متن: امیر سقراطی
طراحی نشان: محمد فدایی
تدوین: مجتبی فلاحی
مجری طرح: استودیو حرف هنر
تهیه کننده: موسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر
با حمایت اداره کل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
مسعود عربشاهی نقاش و مجسمه ساز در ۱۹ شهریور ۱۳۱۴ در تهران به دنیا آمد. در نوجوانی زیر نظر محمود اولیا که از شاگردان کمال الملک بود به آموختن نقاشی پرداخت.
در ۱۳۳۵ به هنرستان هنرهای زیبای پسران رفت و با صادق تبریزی، فرامرز پیلارام و منصور قندریز همکلاس شد.
در ۱۳۳۹ هنرکده هنرهای تزئینی توسط هوشنگ کاظمی راه اندازی شد. هنرکده ۱۴ سال بعد (۱۳۵۳) به دانشکده هنرهای تزئینی و پس از انقلاب به دانشگاه هنر تغییر نام یافت.
حسین زنده رودی، فرامرز پیلارام، صادق تبریزی، مسعود عربشاهی و منصور قندریز از اولین هنرجویان این هنرکده بودند.
نکته جالب این است که این ۵ دانش آموخته هنرکده هنرهای تزئینی از هنرمندان شاخص جریان سقاخانه هم بودند و ۱۷ سال بعد به همراه پرویز تناولی، ژازه تباتبایی و ناصر اویسی ۸ هنرمندی بودند که آثارشان در نمایشگاه سقاخانه در مهر ۱۳۵۶ در افتتاح موزه هنرهای معاصر تهران، به نمایش درآمد. اگر چه عربشاهی از اعضای اصلی جریان سقاخانه بود، اما تنها هنرمند این گروه است که به المان های نوسنت گرایی، ایرانی و اسلامی نپرداخت و در عوض به نقشمایه های کهن و اساطیری علاقمند شد.
عربشاهی در دوران دانشجویی با نقوش کهن و باستانی آشنا شد و به مطالعه اساطیر ایران و بین النهرین پرداخت و با شرکت در کارگاه های سفالگری وزارت فرهنگ و هنر به ساخت نقش برجسته علاقمند شد. استفاده از نمادهای باستانی دوره ساسانی و اشکانی، تصاویر آیین های باستانی آشوری و سومری همچون لوتوس و درخت زندگی و کشیدن چرخ و دایره به معنای خورشید در فرهنگ بین النهرینی، کارهایش را از نوسنت گرایی جریان سقاخانه جلوتر برد و به زبانی بین المللی به لحاظ ایده و فرم دست یافت.
در ۱۳۴۴ برای اولین بار آثار نقش برجسته خود را در دانشگاه تهران به نمایش گذاشت.
چهار سال بعد ۱۳۴۸، ساخت نقش برجسته تالار همایش سازمان شیروخورشید را در میدان ارگ تهران آغاز کرد. ساخت این اثر که ۶۰۰ متر مربع بود سه سال طول کشید. در ۱۳۴۹ نقش برجسته سر در ساختمان اتاق صنایع و معادن ایران را اجرا کرد. دو سال بعد علاوه بر ساخت نقش برجسته ساختمان مرکز مدیریت صنعتی، مجسمه ای را برای نصب در یکی از پارک های جنوب تهران ساخت که برنده جایزه اول یک مسابقه شده بود. او همچنین در ۱۳۶۴ مجسمه ای را با آلومینیوم برای نصب در محوطه ساختمان بیمه کالیفرنیا ساخت. اجرای نقش برجسته برای ساختمان گروه صنعتی بهشهر (۱۳۵۲)، ورودی ساختمان وزارت کشاورزی (۱۳۵۴) سر در ساختمان وست هالیوود در لس آنجلس (۱۳۷۱) و اتوبان شهید مدرس (۱۳۷۴) از دیگر کارهای مهم اوست.
عربشاهی که در نقش برجسته هایش از بتن، فولاد، برنج، گچ، مس، سفال و سرامیک استفاده می کرد در نقاشی هایش هم از حلقه های فلزی، صفحات برنجی، گچ، نخ، طناب و مواد دیگر بهره برد. کارهایی که به دلیل همین متریال ها از نقاشی ای دو بعدی به اثری سه بعدی تبدیل می شوند. متریال در نقاشی هایش نقش تعیین کننده ای در ساختار بصری اثر دارند و به زبان تصویری مختص به خود او تبدیل شده اند. نقوش هندسی، مارپیچ ها، ماندالا یا نمودار کیهانی،شکل های محو و مبهم، سیال و خیال گرا ، فیگورهای اسطوره ای، ساختار معمارانه و مهندسی شده، و ترسیم فرم های خودبنیاد و منزه، همراه با رنگ گذاری حجیم و اکسپرسیو ، و همچنین قلم گیری های خطی و طراحی های ظریف، همگی تنوع تجارب تجسمی را در کارهایش نشان می دهد.
در ۱۳۸۰ نمایشگاه مروری بر آثار مسعود عربشاهی و حسین زنده رودی از سلسله نمایشگاه های پیشگامان هنر نوگرای ایران در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار و با استقبال بسیاری روبرو شد. او که همواره به خاطر نوجویی هایش مورد توجه نسل های بعد از خود قرار داشت، بی وقفه و خستگی ناپذیر به کار و فعالیت پرداخت و نمایشگاه های بسیاری از کارهایش را در ایران و خارج از کشور به نمایش گذاشت.
مسعود عربشاهی که آثار متنوع و خلاقانه ای را برای شهر تهران به یادگار گذاشته است در ۲۲ شهریور ۱۳۹۸ در این شهر چشم بر جهان فرو بست و گنجینه ای تکرارناپذیر از هنرش را برای هنر ایران به یادگار گذاشت.









