سهراب سپهری
“تجسم یک قرن” صد سال هنرهای تجسمی ایران
(قسمت چهارم)
منبع تصاویر: طرح ها و اتودهای سهراب سپهری، ۱۳۶۹
سهراب مرغ مهاجر، ۱۳۷۶
نویسنده و کارگردان: امیر سقراطی
دستیار پژوهش: نجوا عرفانی
موشن گرافیک: مسعود طالبانی
گوینده متن: امیر سقراطی
طراحی نشان: محمد فدایی
تدوین: مجتبی فلاحی
مجری طرح: استودیو حرف هنر
تهیه کننده: موسسه توسعه هنرهای تجسمی معاصر
با حمایت اداره کل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
سهراب سپهری در ۱۴ مهر ۱۳۰۷ در قم به دنیا آمد و در کاشان بزرگ شد. کاشان زادگاه نقاش مهم ایران محمد غفاری ملقب به کمال الملک هم هست. سهراب پیش از آنکه همچون همشهری مشهورش نقاش باشد شاعر بود و در کاشان به فعالیتهای ادبی میپرداخت. در ۱۳۲۲ دوره سه ساله دبیرستان را به پایان رساند و برای گذراندن دوره ۲ ساله دانشسرای مقدماتی به تهران رفت. در ۱۳۲۴ به کاشان برگشت و به تدریس پرداخت.
سهراب تحت تأثیر دیدار با دیگر همشهری اش منوچهر شیبانی که شاعر و نقاش بود به نقاشی بیش از پیش علاقهمند شد. شیبانی متولد ۱۳۰۳ در کاشان و ۴ سال بزرگتر از سهراب بود. سهراب تحت تأثیر شیبانی و معاشرت با او در ۱۳۲۷ در سن ۲۰ سالگی از کار در اداره فرهنگ کاشان استعفا داده و پس از اخذ دیپلم ادبی، به تهران و هنرکده دانشگاه تهران رفته و مشغول به تحصیل در رشته نقاشی شد. از ۱۳۲۸ نام هنرکده دانشگاه تهران به دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران تغییر یافت.
سهراب که شعر و نقاشی را همزمان با هم ادامه میداد در ۱۳۳۰ اولین مجموعه اشعارش را با نام مرگ رنگ منتشر کرد. دو سال بعد در ۱۳۳۲ در رشته نقاشی از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران با کسب رتبه اول فارغالتحصیل شد و مدال درجه یک هنر را گرفت. در همین سال دومین کتابش را با نام زندگی خوابها منتشر کرد. سهراب از این مقطع به طور جدی در نمایشگاههای انفرادی و گروهی، نگاه ویژه خود را به نمایش میگذارد که مورد استقبال مخاطبان و منتقدان قرار میگیرد. او ضمن سفر به کشورهای آمریکا، اسپانیا، هلند، اتریش، سوئیس، یونان، فرانسه، انگلستان، ایتالیا، ژاپن، مصر و هندوستان در بیشتر این کشورها به نمایش آثارش اقدام میکند.
در ۱۳۳۷ اولین بینال نقاشی و مجسمه تهران توسط اداره هنرهای زیبای کشور و به کوشش مارکو گریگوریان برگزار شد که زمینهای برای معرفی هنرمندان ایرانی به بینال ونیز بود و تا ۵ دوره تا سال ۱۳۴۵ ادامه داشت. سهراب سپهری علاوه بر شرکت در این بینالها موفق به حضور در بینال ونیز میشود و آثارش در این دوسالانه جهانی به نمایش در میآید.
در ۱۳۴۰ در هنرکده هنرهای تزئینی به تدریس پرداخت. هنرکده هنرهای تزئینی که سال قبل یعنی ۱۳۳۹ تأسیس شده بود بعداً به دانشکده هنرهای تزئینی تغییر نام داد و بعد از انقلاب دانشگاه هنر شد.
در ۱۳۵۶ مجموعه کتابهای شعر سهراب سپهری در قالب یک کتاب با نام هشت کتاب توسط انتشارات طهوری منتشر میشود که معروفترین اثر اوست.
سهراب آدمها را نمیکشید. او دوست
داشت فقط طبیعت را نقاشی کند. با این همه از او چند نقاشی بر جا مانده که آدمها را هم کشیده از جمله مادرش و یا برخی از مردم کاشان را. ولی هیچ وقت صورتهایشان را نکشید. او یک بار به خواست بانک مرکزی نقاشی بزرگی از یک انسان فضانورد کشید. در این نقاشی هم، فضانورد معلق در فضا صورت ندارد و با بالهایی بر دوش به سمت آسمان پرواز میکند.
سهراب سپهری در ساعت ۶ عصر روز ۱ اردیبهشت ۱۳۵۹ در سن ۵۲ سالگی بر اثر بیماری سرطان خون در بیمارستان پارس تهران درگذشت. روز بعد در صحن امامزاده سلطان علی در قریه مشهد اردهال به خاک سپرده شد. سنگ مزار او تا مدتها یک تکه کاشی لاجوردی بود و با آنکه رضا مافی برای مزار سهراب سنگ قبر ساخته بود اما متولیان امامزاده تا ده سال اجازه نصب این سنگ قبر را ندادند. رضا مافی که در زمان فوت سهراب ۳۷ ساله بود از مهمترین خوشنویسان معاصر ایران بود که دو سال بعد از سهراب درگذشت و نصب شدن این سنگ قبر را هیچ وقت به چشم ندید. ۸ سال بعد از مرگ رضا مافی این سنگ قبر را بر مزار سهراب نصب کردند اما بعداً شکسته شد و سنگی دیگر جای آن را گرفت.
سهراب سپهری اگرچه عمر کوتاهی داشت اما بیشتر عمرش را در سفر گذراند و همچون مرغی مهاجر به دنبال کشف معنای زندگی از جایی به جای دیگر رفت اما آنچه در هنر ایران از او باقی مانده تصویر چشماندازها و درختان کاشان است. گسترهای سفید، خلوت و آرام با عناصری مختصر و موجز اما مستحکم و عمیق که از سکوت و آرامش درونی سهراب خبر میدهند.









